شيخ ذبيح الله محلاتى

221

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مقرون نيست نخست نزد مادر آمد و او را با تيغ حديد تهديد كرد تا حقيقت حال را چنانچه خبر داده بودند بازگفت آنگاه شرابدار خود را گفت كه اين شراب را از كجا آوردى وى نيز از تاكستانى كه در گورستان بود نشانى بگفت و چون از كباب بپرسيد هم گفته‌اند آن بز كه اين بزغاله را بزاد در چنگال گرك فتاد و اين بزغاله با شير ماده سگى پرورش يافت سپس افعى بنزد ميهمانان آمد و گفت بازگوئيد تا اين رازها چگونه بر شما معلوم اياد گفت از خوردن خمر همه سرور برخيزد و چون اين شراب بياشاميديم جز اندوه و مكروه حاصلى نديديم دانستيم كه تاك او از گورستان دميده مضر گفت در خوردن اين كباب ما همه مانند سگان لقمه از هم مىربوديم و بغضب و غلظت درهم مىنگريستيم و چون نيك نظر كردم استخوان پهلوى آن بز با سگان شباهت تامى داشت دانستيم كه با شير سگ پروريده شده ربيعه شرمگين سر به زير افكند و گفت از آنگاه كه ما بدين حضرت آمده‌ايم سخنان افعى كه همه از آب و نان بوده گاه‌گاه نيز از پس در استراق سمع فرموده معلوم شد كه بزرگزادگان بدين دو صفت انباز نشوند بلكه اين كار بىپدران و مطبخىزادگان است افعى در ضجرت و حيرت فروماند و اموال ايشان را به راستى چنان كه انمار از فطانت وى دريافته بود قسمت فرمود و ايشان را مقضي المرام به وطن بازفرستاد ليلى زوجه الياس بن مضر الياس بن مضر بعد از پدر در ميان قبائل عرب بزرگى يافت چنان كه او را سيد العشيره لقب دادند و امور قبايل و مهمات ايشان بصلاح و صوابديد ايشان فيصل مىيافت و تا آن روز كه نور نبوى از پشت او انتقال نيافته بود گاه‌گاه از صلب خويش زمزمه تسبيح شنيدى . بالجمله الياس بن مضر ليلى دختر حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعه يمنى را بحباله نكاح درآورد و از وى سه پسر آورد عمرو و عامر و عمير چون پسران به حد